سرمقاله

نهم سنبله سال ۱۴۰۰هجری خورشیدی، روزی بهیادماندنی در تاریخ معاصر افغانستان است؛ روزی که آخرین سرباز اشغالگر خاک افغانستان را ترک کرد و فصل بیستسالۀ حضور نظامی و استخباراتی کشورهای منطقه و بهخصوص غرب، در کشور به پایان رسید. همواره استعمارگران وجود دارند، اما همانند مار هرازگاهی پوست میدهند و با شعاری جدید وارد میدان میشوند. آنها هیچگاه با صراحت نمیگویند که برای چپاول و غارت منابع یک کشور آمدهاند؛ بلکه معمولاً با شعارهایی چون مبارزه با تروریسم، تأمین امنیت منطقه، توسعه، بازسازی و حمایت از مردم و غیره وارد یک کشور میشوند. اما تجربه نشان داده است که حضور نظامی بیگانگان، بهجای آبادانی پایدار، زمینهساز وابستگی اقتصادی و فقر، نا امنی و تضعیف ساختارهای اساسی آن کشور میشود.
افغانستان نیز در چند دههٔ گذشته شاهد چنین وضعیتی بود. با وجود سرازیر شدن میلیاردها دالر تحت عنوان کمکهای بینالمللی و بازسازی، اما بسیاری از نیازهای اساسی و زیربنایی کشور همچنان براورده نشد. اگر تنها پایتخت کشور را در نظر بگیریم، کابل در بخش بزرگی از این دوره، بیشتر از آنکه چهرهٔ یک پایتخت در حال توسعه را داشته باشد، سیمای یک شهر نظامیشده را به خود گرفته بود؛ جادههای مسدود، موانع امنیتی فراوان، مسیرهای مواصلاتی نامناسب و محدودیتهای گسترده؛ این مشکلات، زندگی روزمره شهروندان را با دشواری مواجه ساخته بود. پرسش اساسی این است که با وجود آن همه امکانات مالی و حمایتهای بینالمللی، چرا پروژههای بزرگ و ماندگار زیربنایی به اندازهای که انتظار میرفت تحقق نیافت؟ چرا بسیاری از برنامهها به پروژههای کوتاهمدت و نمایشی محدود شد و چرا بخش قابل توجهی از سرمایهها نتوانست آثار پایدار و ملموسی در زندگی مردم برجای بگذارد؟ این پرسشها جوابی جز «سایه مخوف اشغال» نداشت. اما با خروج آخرین فرد نیروهای خارجی و آغاز مرحلهٔ جدید سیاسی در افغانستان، فصل تازهای در زمینهٔ مدیریت و خدمترسانی عمومی آغاز شد. در کابل، روند اجرای پروژههای زیربنایی، توسعهٔ سرکها، ایجاد تأسیسات شهری، توسعهٔ فضاهای سبز، بهبود تنظیف و رسیدگی به نیازهای اساسی شهروندان با جدیت بیشتری دنبال گردید. این تفاوت را میتوان در مقایسه میان دو دوره (دورهٔ جمهوریت و دورهٔ امارت) مشاهده کرد: در یک دوره، بخش بزرگی از ظرفیت و امکانات کشور صرف جنگ و تأمین امنیت نظامی اشغالگران میشد تا صرف مردم؛ و در دوره جدید، تلاش بر آن است تا ظرفیتهای موجود به سمت آبادانی، توسعه و ارائه خدمات عمومی سوق داده شود.
تصاویر و روایتهای مربوط به استفاده از هلیکوپترها، نمادی از این تفاوت در اذهان مردم است؛ وسایلی که در سالهای جنگ بیشتر با عملیات نظامی، بمباردمان و تلفات غیرنظامیان گره خورده بود، امروز میتواند در خدمت نجات انسانها از حوادث طبیعی، انتقال آسیبدیدگان و امدادرسانی به مردم گرفتار در سیلابهای نورستان و دیگر رویدادهای طبیعی قرار گیرد. امروز مسئولیت همهٔ نهادهای خدماتی، بهویژه نهادهای شاروالی، آن است که اعتماد مردم را با عمل پاسخ دهند و شهر را برای زندگی بهتر، پاکتر و زیباتر آماده سازند. شاروالی کابل بهعنوان نهاد مسئولِ مدیریت و توسعهٔ امور شهری، در مسیر آبادانی پایتخت و ارائه خدمات بهتر به شهروندان، اجرای پروژههای زیربنایی طبق معیارهای بینالمللی و توسعهٔ متوازن شهری تلاش میکند. امروز، افغانستان بیش از هر زمان دیگری به ساختن، آباد کردن و خدمت صادقانه نیاز دارد و طلوع واقعی زمانی خواهد بود که ثمرۀ این تلاشها در زندگی هر شهروند دیده شود. پایان اشغال و طلوع آفتاب امارت اسلامی، آغاز مسئولیت و طلوع امید برای آبادانی افغانستان نوین و مدرن است.
پامیر هفتهنامه رسمی نشرات شاروالی کابل


